1
شب یلداست.طولانی و ملال آور...
شبی که تمام نمیشود انگار ..طولانی است مثل شب عاشقان بیدل ... ودر ِ معنی که بسته است حتی در حضور چشمان معصوم تو....
معصوم....
تو هم که نباشی یلدایی نمیماند در آوردگاه یارانه های هدفنمد .
هر چه هست مبارکت باد.
2
فال حافظ
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
کـه تاب مـن بـه جهان طره فـلانی داد
دلـم خزانـه اسرار بود و دسـت قـضا
درش ببسـت و کلیدش به دلسـتانی داد
شکسـتـه وار به درگاهت آمدم که طبیب
بـه مومیایی لـطـف توام نـشانی داد
تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
کـه دسـت دادش و یاری ناتوانی داد
برو مـعالـجـه خود کـن ای نصیحتـگو
شراب و شاهد شیرین کـه را زیانی داد
گذشـت بر من مسکین و با رقیبان گفـت
دریغ حافـظ مسـکین من چـه جانی داد
3) بی سعدی که نمیشود
یلدای 89
پ.ن:یلداست همه شبهای دیوانگیم
شب یلداست.طولانی و ملال آور...
شبی که تمام نمیشود انگار ..طولانی است مثل شب عاشقان بیدل ... ودر ِ معنی که بسته است حتی در حضور چشمان معصوم تو....
معصوم....
تو هم که نباشی یلدایی نمیماند در آوردگاه یارانه های هدفنمد .
هر چه هست مبارکت باد.
2
فال حافظ
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
کـه تاب مـن بـه جهان طره فـلانی داد
دلـم خزانـه اسرار بود و دسـت قـضا
درش ببسـت و کلیدش به دلسـتانی داد
شکسـتـه وار به درگاهت آمدم که طبیب
بـه مومیایی لـطـف توام نـشانی داد
تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
کـه دسـت دادش و یاری ناتوانی داد
برو مـعالـجـه خود کـن ای نصیحتـگو
شراب و شاهد شیرین کـه را زیانی داد
گذشـت بر من مسکین و با رقیبان گفـت
دریغ حافـظ مسـکین من چـه جانی داد
3) بی سعدی که نمیشود
هر که مجموع نباشد به تماشا نرود
یار با یار سفرکرده به تنها نرود
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
بر دل آویختگان عرصه عالم تنگست
کان که جایی به گل افتاد دگر جا نرود
هرگز اندیشه یار از دل دیوانه عشق
به تماشای گل و سبزه و صحرا نرود
به سر خار مغیلان بروم با تو چنان
به ارادت که یکی بر سر دیبا نرود
با همه رفتن زیبای تذرو اندر باغ
که به شوخی برود پیش تو زیبا نرود
گر تو ای تخت سلیمان به سر ما زین دست
رفت خواهی عجب ار مورچه در پا نرود
باغبانان به شب از زحمت بلبل چونند
که در ایام گل از باغچه غوغا نرود
همه عالم سخنم رفت و به گوشت نرسید
آری آن جا که تو باشی سخن ما نرود
هر که ما را به نصیحت ز تو میپیچد روی
گو به شمشیر که عاشق به مدارا نرود
ماه رخسار بپوشی تو بت یغمایی
تا دل خلقی از این شهر به یغما نرود
گوهر قیمتی از کام نهنگان آرند
هر که او را غم جانست به دریا نرود
سعدیا بار کش و یار فراموش مکن
مهر وامق به جفا کردن عذرا نرود
یلدای 89
پ.ن:یلداست همه شبهای دیوانگیم