دوشنبه تا یاران رفته تا خودِ عاشق شدن

دوشنبه
مدتهاست از دوشنبه ها متنفرم
دوشنبه به دنیا آمده ام.
.تقریبا نه.دقیقا همه کسانیکه دوستشان داشتم روز دوشنبه از دنیا رفته اند.همه جدایی هایم هم روز دوشنبه بودند.
سالها قبل این موضوع را برای یکی گفتم گفت خرافاتی نباش....
روزی آمد که آسمان میان ناراحتی ما مستانه شعر جدایی میخواند...گفتم امروز چند شنبه است..هیچکداممان یادمان نبود.فکر کرد و گفت  دوشنبه
گفتم یک دلیل دیگر که از دوشنبه ها متنفرم....
تقویمت را نگاه کن......

یاران رفته 
دلم برای تک تکتان تنگ شده برای همه شما برای چشمهایتان که هیچ از آن نمانده جز مشت خاکی در دل گوری سرد و یخ زده..دلم برای خنده هایتان برای سلامی که دیگر نمیشنوم...دلم برای تمام ثانیه ها...تنگ شده.. تنگتر...تنگتر ...

نه اینکه خیلی دل بسته این دم و بازدمی باشم که سوزش آن آتش درونم را در سرمای همیشه دی ماه می پراکند.نه اینکه از مصیبتهای رنگارنگ نعمت نام  دنیا سیر نشده باشم هنوز..فقط این مسئولیتهای لعنتی را باید انجام برسانم.والا همین لحظه با کمال میل و از سر شوق کنارتان پر میکشم. خسته ام از این دم و بازدم لعنتی... خسته ام به خدا!

خودِ عاشق شدن
تو خواب و توی بیداری تورو هرشب صدا کردم
نبودی در کنار من به عشقت اکتفا کردم
تورو از دور نگاه کردم تورو از دور بوسیدم
نبودی پیش من اما تورو همواره میدیدم

نبودی پیش من اما شریک زندگیم بودی
دلیل بغض هر لحظه خود عاشق شدن بودی

چقدر دلواپست بودم تو این تبعید اجباری
فقط خوشحالم از اینکه به من وابستگی داری
تورو از دور نگاه کردم تورو از دور بوسیدم
نبودی پیش من اما تورو همواره میدیدم
نبودی پیش من اما شریک زندگیم بودی
دلیل بغض هر لحظه خود عاشق شدن بودی  
دانلود
دوشنبه سرد ششم دیماه 89