بالاخره بارید

بچه تر که بودم....
مثل اکثریت بچه ها مدرسه میرفتم.آن موقع ما بچه های جنگ بودیم .لاجرم تا نیم متر برف نمیبارید مدرسه ها را تعطیل نمیکردند.از همان ابان ما برف شروع میشد تا اسفند و گاهی حتی اواسط فروردین
امروز مدرسه های ابتدایی و راهنمایی تعطیل بودند.چند میلیمتری برف باریده بود. اولین برف سال 89 تبریز
و حتی شاید آخرینش
بچه های اینترنت هستند دیگر
آن موقع میر حسین سر کار بود. آدم بدی بود با سالی پنج شش  میلیارد دلار هم جنگ را میچرخاندهم مملکت را. همه چیز هم ارزان بود. زیر بمب و موشک مدرسه میرفتیم . نق هم نمیزدیم...
امروز محمود است و آدم خوبی است.با سالی صد میلیارد دلار بنزین لیتری 700 تومان و نان لواش 70 تومانی مملکت گل و بلبل دارد مثل ساعت کار میکند. همه چی آرومه. ما چقدر خوشبختیم

واما تو:

با عقل گشتم همسفر، یک کوچه راه از بیکسی
شد ریشه ریشه دامنم، از خار استدلالها

۲ نظر:

  1. خوب خدا رو شكر كه شما هم توي شهري كه آدم فكر ميكنه زمستون سراسر سپيدي بايد داشته باشه بالاخره برف رو به چشم ديديد.... چه اشكالي داره ...بذار مدارس كلا تعطيل باشن ... مگه وقتي تعطيل نباشن جز يه مشت دري وري و دروغ چيز ديگه اي ياد ميگيرن ؟
    راستي شما واقعا خوشبختينا ... !!! ما اينجا لواش رو دونه اي صد تومن ميخريم ... اونم چه لواشي ... اگه بشه يه لقمه از توش در آورد بايد خيلي خوشحال شد...

    پاسخحذف
  2. اونوقت ما چه بچه هاي بدي هستيم كه آن ميرحسين را باكلي موشك و بمب هر روزه كه برسرمان مي باريد و سرماي زمستاني با بخاري نفتي بر اين مديريت جهاني ترجيح مي داديم، چقدربچه هاي بدي هستيم.
    در ضمن ما نان لواش 80 تومني مي خريم، به اين ميگن رقابت آزاد در عرصه پخت وپز، در هرشهري نان لواش يك قيمت داره.

    پاسخحذف